دلم میخواد برم داداش رو بغل کنم و یه دل سیر گریه کنم و بگم چند ساله ک دارم عذاب میکشم. بگم چقدر الان تحت فشارم. بگم ک اون آدم چقدر برام عزیز بوده. بگم که نگفتن این موضوع این همه مدت به هیچ کس واقعا روح مو خراشیده. بگم این ک همه جا حرف اونه آزارم میده. دلم میخواد عقده گشایی کنم. ولی نمیتونم ری اکشن داداش مو پیش بینی کنم :). مطمئنم ناراحت میشه. احتمالا عصبی هم میشه :( و شاید باهام قهر کنه. واز اون جایی که پتانسیل اینو ندارم ک از این تنها تر شم دارم جلوی چقدر منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

جذاب و دوست داشتنی شو رادیو گلها؛ گنجینهٔ طلایی موسیقی ایرانی ویلیان موزیک دلنوشته های یک پدر برای دخترش اس ام اس ها دانلود فایل